X
تبلیغات
روانشناسي
..:روانشناسي:..
 11نکته روان شناسی درقرآن
11نکته روان شناسی در قرآن 1-ازدیدگاه قرآن سه نوع شخصیت اساسی وجود دارد:مومن ،کافر ومنافق(آیات2تا20سوره بقره) 2-شخصیت مومن خودچند درجه شخصیتی دارد:آنانی که به خودظلم می کنند،آنانی که میانه روهستند،وآنانی که پیشتازند.(فاطر/32) 3-مشخصه بارز کافران است که دل واندیشه خودراقفل کرده است وراهی برای نفوذهیچ حرف تازه واندیشه متفاوت نگذاشته است وبه همین دلیل از درک حقایق عاجز است. 4-خصوصیت بارز شخصیت منافق از دیدگاه قرآن،دوگانگی ریشه ای درظاهروباطن است به همین دلیل به شک وتردیدونداشتن قدرت تصمیم گیری وناتوانی در قضاوت مبتلا می شود.(بقره8تا20/وسوره منافقون) 5-درقرآن کریم درآیات فراوانی ازاندوه ،علل ایجادکننده آن وراه های برطرف ساختن آن سخن رفته است. گاهی اندوه فراق رابادیدار یار وگاهی اندوه فقر رابابشارت وگاهی هم اندوه رسول خدا صلوات الله وعلیه رابه داداری حضرت حق ،درمان نموده است. 6-دردیدگاه قرآن ترس دونوع است:ترس پسندیده وترس ناپسند. ترس پسندیده همان ترس از خداوند وعدالت اوست که منجربه اصلاح رفتار می شود.(انفال/2) وترس ناپسنداضطرابی شدیدبه علت مشخصی است که تسلط بر نفس راازبین می بردوبایدباآن مبارزه کرد.(احزاب /10و11) 7-ازنظرقرآن دونوع خشم وجود دارد:خشم مفید ومتعادل وخشم مخرب وناهنجار. خشم مفیدومتعادل راهی برای رسیدن به هدف درمواقع لزوم است وخشم مخرب را باید درمان کرد.قرآن کریم باتوصیه به صبروپاسخ گویی باعمل نیک وباوعده بهشت وپاداش اخروی به وسیله سفارش به بخشش وعفو ویادآوری قدرت وخشم خداوند و...به درمان این بیماری سلامت سوز خشم وعصبانیت پرداخته است که به ترتیب در سوره های (شوری/43)(فصلت/34)(آل عمران/133و143)(شوری /36و37)(نور/22)بیان شده است. 8-درقران به سه نوع از فرایندهای دفاعی –روانی اشاره شده است که عبارت اند از: فرافکنی(منافقون/4) دلیل تراشی(بقره /11و12) واکنش سازی(بقره/204و205) 9-درفرهنگ قران یکی از راه های موثرواساسی روان درمانی استفاده از مواعظ واندرزهای قرآن است.(یونس/57) 10-در روش روان درمانی قرآنی ،ایمان،امنیت درونی وآرامش را ایجاد می کند.(انعام/82ورعد/28) 11-یاد خدا آرامش بخش دلهاست.(رعد/28).
|+| نوشته شده توسط نيلوفري در جمعه هفدهم شهریور 1391  |
 روان شناسي رشدچيست؟

روان شناسی رشد چیست؟

 شاخه ای از علم  روانشناسی است که رشد را از زمان تشکیل نطفه تازمان مرگ در تمامی ابعاد (جسمانی-فرهنگی واجتماعی وذهنی) مورد بررسی قرار می دهد.

اگرچه (نظريات)روان شناسي رشد به تمام مراحل زندگي انسان مربوط مي شود،ولي بيشترين تاكييد ان به مطالعه ي دوره ي كودكي ونوجواني است.

روان شناسي رشد شاخه اي از علم روانشناسي است كه به توصيف وتبيين تغييرات درطول زندگي فرد مي پردازد.

واز رشته هاي زيست شناسي ،جامعه شناسي ،تعليم وتربيت وپزشكي كمك مي گيرد.

۱-رشد،يك فرايند مرحله اي ،مداوم وپيوسته است:متخصصان رشد عقيده دارند كه ۱۲ سال اول زندگي،نقش مهمي در زندگي افراد ايفا مي كند.در طول اين دوره از زندگي ،كودك در همه ي ابعاد رشد مي كندوهمواره در حال تغيير است.بديهي است كه دامنه ي تغييرات به دوره هاي بعدي زندگي نيز تعميم مي يابد.

۲-رشد ،فرايندي كل گرا است وجنبه هاي مختلف دارد:امروزه متخصصان رشدبه اين نتيجه رسيده اند كه جنبه هاوابعاد مختلف رشد از يكديگر تاثير مي پذيرند وتغييرات در يك جنبه از رشد به تغييرات در جنبه هاي ديگر رشد بستگي دارد،مثلامي توان گفت اگر كودك ويا نوجواني در نزد هم سالان خود داراي محبوبيت است، اين محبوبيت اومي تواند متاثر از رشد جسماني (قدرت ومهارت بدني)،رشد شناختي (هوش وخلاقيت )ورشد اجتماعي (صميميت و همكاري ) باشد.

۳-در رشد انعطاف پذيري وجود دارد:اگر چه رشد يك فرايند پيوسته و مداوم است وحوادث گذشته در پيدايش حوادث اينده نقش دارد ،ولي متخصصان رشد معتقدند كه بر اساس تغييرات گوناگون زندگي فرد ، دوره ي رشد نيز مي تواند به طور ناگهاني تغيير يابد،مثلا كودكان پرخاش گري كه مورد قبول هم سالان خود نيستند،بعد از يادگيري و تمرين مهارت هاي اجتماعي ف پايگاه اجتماعي شان نزد هم سالانشان بهبود مي يابد.

۴-رشد،تحت تاثير زمينه هاوشرايط تاريخي -فرهنگي قرار دارد:هر جامعه الگوهاي ويژه اي از باورها ،ارزش ها ،عادات ،رسوم ومهارت هادارد كه ان را به نسل هاي بعدي خود منتقل مي كند.اين الگو هاي اجتماعي وفرهنگي ،تاثير زيادي در به وجود امدن  صفات و شايستگي ها در فرد دارند.رشد به واسطه ي تغيييرات اجتماعي مانند حوادث تاريخي (جنگ ها ،تكنولوژي)وجنبش هاي اجتماعي  تاثسير زيادي مي پذيرند.هر نسلي به شيوه ي خودش رشد مي كند وهر نسلي دنيا را براي  نسل بعدي تغيير مي دهد

نظريه ي شناختي ژان پياژه:ژان پياژه سوئيسي بيش از هر روان شناس ديگري درباره ي تفكر كودكان

مطالعه كرده است.اودر مطالعات خود بيش از حد به پاسخ هاي درست كودكان ،به پاسخ هاي غلط آنها در برابر

پرسش هاي خود توجه كرد.

پياژه دريافت كه كودكان در يك دوره ي سني معين به سوال ها ،جواب هاي غلط مشابهي مي دهند ونتيجه گرفت

كه به سادگي نمي توان گفت كه كودكان كوچك تر از كودكان بزرگتر يا به طوركلي كودكان در مقايسه

با بزرگسالان ،كم هوشترند.بلكه مي توان گفت كه فرايندهاي تفكر دراين گروها باهم متفاوت است.اكنون اين سوال

پيش مي آيدكه هوش از ديدگاه پياژه چكونه فرايندي است؟

پاسخ سوال را مي توام اينگونه داد كه از ديدگاه ژان پياژه ، يك فرايند اساسي زندگي است كه به انسان كمك مي كند تا خود رابامحيط

سازگار كند ومنظور از سازگاري اين است كه فرد قادر است خودرا با تقاضاهاوشرايط محيط كنوني اش هماهنگ سازد.

بايد توجه داشت كه از ديدگاه پياژه ،اين سازگاري شناختي دو جانبه است :يعني كودك در عين آنكه قادر به تغيير شناختي خود در برابر

محيط است هم چنين مي تواند الگوهاي ثابت شناختي خود را در شرايط مختلف محيطي به كار ببرد.

چهار دوره شناختي توسط ژان پياژه :

1-از تولد تا 2سالگي (دوره حسي-حركتي ):كودكان دراين دوره داراي باز تاب هاي ارثي اند ودر پايان اين مرحله،

قادرند كه رفتار هاي حسي- حركتي را از خودشان نشان دهند.

2-2تا7سالگي (دوره پيش عملياتي):كودكان در اين دوره از نمادها (تصوير وزبان)استفاده مي كنندتا محيط را بشناسند.

دراين دوره كودكان خود مركز بين هستند؛يعني تصور ميكنند ديگران نيز دنيا را مانند آنان مي بينند.

3-7تا11سالگي (دوره عمليات عيني):كودكان در اين دوره عمليات شناختي رادر رفتارهاي شناختي خود نشان مي دهند

وبه اين نتيجه ميرسند كه اشياءاگر چه از نظر ظاهري تغيير مي كنند،همان اشياء هستند.دراين دوره تفكر منطقي پايه ريزي مي شود.

4-11سالگي به بعد(دوره عمليات ذهني يا صوري):اكنون كودك به نوجوان تبديل شده وقادر است كه لر روي عمليات

شناختي خود فكر كند يعني مي تواند درباره يتفكر خود فكر كند،نوجوان در اين دوره وارد تفكر انتزاعي مي شود.

دوره ی قبل از تولد:رشد انسان از زمان تشکیل نطفه شروع می شود.زمانی که یک اسپرم از پدر با یک اووم از مادر یک تخمک بارور شده (زیگوت)را شکل می دهد.زیگوت طبیعی دارای ۴۶کروموزومک است(۲۳کروموزوم از مادر و۲۳مروموزوم از مادر )هریک از سلولهای جنسی زن ومرد به تنهایی دارای ۲۳کروموزوم  هستند وزمانی که زیگوت تشکیل می شود دارای ۲۳ جفت کروموزوم می شود جفت بیست وسوم عامل تعیین جنسیت فرزند می باشد.به عبارتی جفت بیستوسوم کروموزوم در پدرومادر با یکدیگر تفاوت دارند.درپدر این جفت شامل یک ایکس ویک ایگرگ می باشددرحالی که در مادر جفت ۲۳ازدوایکس تشکیل شده است.

مادر تنها می تواند کروموزوم های ایکس را به فرزندش بدهد.درحالی که پدر می تواندکروموزومایکس وایگرگ را به فرزندش بدهد.

اما اکنون این سوال پیش می آید که عامل تعیین جنسیت فرزند پدر است یا مادر؟

۱-مرحله ی زیگوت(دوهفته ی اول):مرحله ای است که یک سلول (زیگوت)به چندین سلول تکثیر می شود تابه یک توده ی سلولی تبدیل شودواین توده ی سلولی به دیواره ی رحم مادر متصل شده و ارتباط بین مادر وجنین برای تغذیه برقرار می شود.

۲-مرحله ی رویانی (هفته ی سوم تا هفته ی ششم):در این مرحله بیشتر اندامهاواجزای بدن مشخص می شود.ورشددراین مرحله سریعتر اتفاق می افتد.

۳-مرحله ی جنینی(از هفته ی هشتم تادزمان تولد):دراین مرحله سیستم عصب مرکزی - ماهیچه ها واستخوانها رشد سریعی دارند.واندامهای تولیدمثل نیز دراین مرحله ظاهر می شود.بین هفته ی ۲۴تا۲۸(۶تا۷ماهگی)جنین به حدی از رشد رسیده که می تواند بیرون از رحم مادر زنده بماند ولی ماندن بیشتر موجب افزایش رشد طبیعی در ادراک-حرکات وعضلات می شود.

عوامل اثر گذار بر رشد قبل از تولد جنین :۱-سن مادر۲-حالت هیجانی۳-کیفیت تغذیه ی مادر ۴-مصرف داروها(تالیدومید-تنباکو-موادمخدر-الکل)۵-بیماری ها (سرخجه وسفلیس)۶-موادشیمیایی(جیوه وسرب)۷-پرتونگاری ها(پرتواشعه ایکس).

نوزادی که در دوره ی جنینی دچار سوتغذیه می شود ممکن است کم تحرک-کج خلق- تحریک پذیر باشد.وپرتونگاری ها نیز می توانند رشد جنین را دچار وقفه نمایندوموجب آسیب دیدن آن می شود.

۲سال اول زندگی را دوره ی طفولیت می نامندکه یکی ازدوره های رشد است وسریع ترین اتفاقات در آن می افتد.

ویژگی های مهم رشددر این دوره به ترتیب زیر است:

۱-رشدجسمانی :کودک تقریبا۷۰درصد وقت خودرا می خوابد،رشدکودکاز تولد تا ۲سالگی رشد چشمگیری داردبه طوری که قدووزن اودر طول این ۲سال بخ سرعت افزایش می یابدوحدودا وزن بدنش ۴برابر وقداو۲برابر می شود.

راه رفتن کودک دارای مراحلی است:از راست نگه داشتن سردر سه ماهگی تاراه رفتن بدون کمک دیگران در ۱سالگی .

۲-رشدشناختی:درهنگام تولد حس بویایی وحس شنوایی نسبتا حساس وفعالند ولی حس بینایی ضعیف است.نوزاد می تواند یک شی را تافاصله ۶متری درحوزه ی بینایی خود قرار دهد،ظرفیت حافظه محدود است ولی در ۲سال اول تولد به سرعت رشد می کند.

ثبت اطلاعات با سهولت بیشتری صورت می گیردولی بازیابی اطلاعات در برخی اوقات دشوار است.

۳-رشدهیجانی واجتماعی:هیجانات کودک در ابتدا ساده وبه صورت گریه وخنده ظاهر می شودولی به تدریج پیچیده تر می گردد.احساس امنیت  از نیاز های عاطفی واجتماعی اولیه ی کودکان است که باید دراین دوره تامین شود .در عین حال باید توجه داشتک که حمایت بیش از اندازه ،مانند عدم حمایتموجب می شود تا کودک به توانایی های خود شک کند واعتماد به نفس خود رااز دست بدهد .دلبستگی بین کودک ووالدین (به خصوص مادر)این احساس امنیت وآرامش را فراهم می کند.

مهمترین دوره ی رشد در این دوره  عبارت اند از :

رشد جسمانی:کودکان دراین دوره بسیاری از مهارتههارا بدون آموزش 

بزرگسالان فرا می گیرند،بدن آنها به قدر کافی رشد نیافته است تا بتوانند این مهارت ها را به خوبی انجام دهند دراین دورهتفاوت های جنسی در رشد وتوانایی های جسمی نا چیز می شود ؛

رشد شناختی:در دوره  دوم کودکی  رشد شناختی کودک دچار تغییر ات عمده ای می شود ،دراین دروره تفکر کودک راهبردها وسازماندهی بیشتری دارد واز نظم ومنطق بیشتری برخودار می شود.دراین دوره نه تنها  آگاهی شان از کودکان دوره قبل بیشتر می شود بلکه توانایی برنامه ریزی هم پیدا می کنند واز منابع شناختی خود درفرایند مسئله  ویادآوری  توانایی  اطلاعات  استفاده می کنند ،آنها به نقاط ضعف شناختی خود پی می برند،می توانند در تکالیف ورزشی ،آموزشی واجتماعی خود مستقل باشندبدون اینکه دچار هواس پرتی شوند>کودکان هم از راهبردهای ذخیره سازی اطلاعات (مانند استفاده از ساز ماندهی  دوباره ی اطلاعات )وهم از راهبردهای بازیابی اطلاعات (مانند جستوجوی منظم واستفاده از سرنخها ونشانه ها دراطلاعات )می توانند استفاده کنند.

یکی دیگر از ویزگی های شناختی این دوره ،افزایش سرعت وظرفیت پردازش اطلاعات است که درنتیجه ی آن کودکان هم سریعتر فکر می کنند وهم از ظرفیت بیشتری برای فکر کردن برخوردارندوهم چنین تفکر آنها منطقی می شود .

دراین دوره فرایند لغات ودستور زبان کودکان از رشد فوق العاده ای برخورداراست بهترین ومناسب ترین سن برای یادگیری زبان دوم از 7تا10سالگی  می باشد.آموزش زبان دوم به کودک معمولا زمانی بیشتر موفق خواهد بود که کودک زبان اول خودرا به خوبی فراگرفته باشد به همین دلیل سنین 5-4سالگی شروع خوبی برای آموزش زبان دوم است ،البته باید دانست که میزان  موفقیت در آموزش زبان دوم از فردی به فردی متفاوت است اما درمجموع دوزبانگی اولیه ی توانایی شناختی کودکان (حافظه،حل مسئله ،خلاقیت و...)راافزایش می دهد.

رشدهیجانی اجتماعی:دراین دوره کودک تاحدودی می تواند در هدایت گری خود سهیم باشد .همسایگان وجامعه (کوچه وبازار )ومدرسه  محیط اجتماعی جدیدی هستند که کودک علاوه برمحیط خانواده به طور روزمره باآنها سروکار پیدا می کند.

دراین دوره کودکان چون آمادگی زیادی برای انجام تکالیف آموزشی ،تربیتی واجتماعی دارند می توان گفت :این دوره برای آنها دوره ی تولید وکار به شمار می رود .

شناخت اجتماعی کودک دراین دوره پیشرفت چشمگیری دارد.

کودک دراین دوره به توانایی ها وناتوانایی های خود آگاه می شود به طور مثال:می داند درورزشی مانند فوتبال ضعیف اما در مقابل در ورزشی مانند والیبال  مهارت کافی رادارد .

گروه هم سالان دراین دوره به تدریج از اهمیت زیادی برخوردارند .

ابتدا گروه هم سالان به صورت جمعی  وباتعداد زیاد برای کودک مطرح هستند ولی به تدریج  که دراین دوره برسن اوافزوده می شود روابط دوستی  وگروهی محدودتر وصمیمی تر می شود.



معمولاسنين بين 12تا20سالگي رادوره نوجواني مي نامند.

دراين دوره ،نوجوانان باتحولات گسترده ي فيزيولوژيك،شناختي،هيجاني ،واجتماعي روبه رو مي شوند.

ويژگي هاي مهم رشد دراين دوره عبارت انداز:

رشد جسماني:

يكي ازمهم ترين تغييرات جسماني دراين دوره ،بلوغ است.دراين دوره ،رشد جسماني سريع ورسش جنسي ،به دوره كودكي پايان مي دهدونوجوان رابه اندازه ،شكل وتوانايي بالقوه ي جنسي بزرگ سالي نزديك مي كند.

تشديدفعاليت هاي هورموني متفا وت در پسر (تستوسترون )ودختر(استروژن وپروژسترون)به منزله شروع دوره ي بلوغ است كه با خود،تغييرات جسماني پي درپي وقابل مشاهده اي را در نوجوانان به وجود مي آورد.

سن بلوغ:

شروع سن بلوغ مي تواند بين سنين8تا14سا لگي درتغيير باشدكه به عوامل مختلفي به شرح زير بستگي دارد:

1-جنس:

تغييرات بدني براي دختران ،درمقايسه با پسران،1تا2سال زودتر اتفاق مي افتد،بدين ترتيب دختران وپسران،درسنين يكسان،تحولاتوتغييرات بدني  متفاوتي را تجربه مي كنند.

2-وراثت:

اين عامل ،درباره ي ايجادصفات اوليه ي جنسي هم چون عادت ماهانه ي دختران واحتلام پسران ديده مي شود.اگرچه غالبا دختران بين11تا14سالگي به مرحله مي رسند،ولي سن شروع عادت ماهانه در بعضي ازآنان مي توانداز9تا18سالگي درتغيير باشد؛درحالي كه خواهران دوقلوي دوتخمكي ،عادت ماهانه را به طور متوسط با13ماه فاصله از يكديگر شروع مي كنند،دوقلوهاي يك تخمكي به طور متوسط،تنها حدود3ماه بايكديگر فاصله دارند.درگروه پسران نيز تحقيقات به نتايج مشابهي اشاره مي كند.

3-عامل جغرافيايي-فرهنگي:

سن متوسط شروع بلوغ از منطقه اي به منطقه اي ديگروازيك گروه نژادي به گروه نژادي ديگر متفاوت است؛مثلا مطالعات نشان  مي دهد كه درمناطق سردسيرشروع بلوغ نسبتا ديرتر ودرمناطق گرمسير زودتر اتفاق مي افتد.درآمريكا؛آفريقايي-آمريكايي ها بلوغ را زودتروآسيايي-آمريكايي ها واروپايي ها بلوغ را شروع مي كنند.

4-ساختمان بدن:

به طوركلي درافرادكوتاه وچاق ،بلوغ زودتر از افراد بلند ولاغر شروع مي شودمطالعات نشان مي دهد دختراني كه چربي بدن آنها كمتر است (مانند ژيمناست ها،دونده ها ويا ساير ورزشكاران)ديرتر ونا منظمتر از متوسط دختران عادت ماهانه را شروع مي كنند.برعكس دختراني كه عموما غير فعالند،زودتر از متوسط دختران بالغ مي شوند.

5-وضعيت تغذيه وسلامت:

امروزه  وضعيت تغذيه بشر نسبت به گذشته بهتر است ونسلهاي جديد از كيفيت تغذيه ي بهتري نسبت به نسل قديم  برخوردارند.همين امر سبب شده كه نسلهاي جديدتر بلوغ را 1تا2سال زودتر شروع كنند.البته ي در كشور هاي توسعه يافته معمولا سن بلوغ نوجوانان زودتراز كشور هاي درحال توسعه شروع مي شود.

6-روابط عاطفي واجتماعي :

مطالعات نشان مي دهد كه ميان بلوغ زودرس نوجوان،خصوصا در دختران ،وتعارض هاي خانوادگي اوهم بستگي وجود دارد؛يعني هرچه روابط عاطفي سردتر،فشارهاي رواني خانوادگي بيشتروفاصله ي عاطفي بين دختران نوجوان ووالدين بيشتر باشد،بلوغ زودتر اتفاق مي افتد.اما همين عوامل ممكن است موجبات ديررسي بلوغ در پسران شود.هرچند كه اين موضوع به شرايط وعوامل ديگري از جمله عوامل فيزيولوژيكي وشناختي نيز بستگي دارد.

 

رشداندامهاي داخلي:

اندازه و ظرفيت شش دردوره ي نوجواني  افزايش پيدامي كند (وزن آن حدودا سه برابر مي شود)كه دراين شرايط ،تنفس عميق تر وآهسته تر رابراي نوجوان به وجودمي آورد هم چنين اندازه ي قلب دوبرابر اندازه ي پيش از نوجواني مي شود؛درنتيجه ميزان ضربان قلب كاهش پيدامي يابد.

به علاوه حجم كلي خون نيز افزايش مي يابد.اين تغييرات مهم فيزيزلوژيك،به نوجوان اين امكان را مي دهد كه كيلومترها بدون نياز به استراحت ،بدودوساعت ها به فعاليت جسماني بپردازد ،ولي باتوجه به رشد ناگهاني  وزن وقد (كه مشهوداست)بررشد ماهيچه ها واندامهاي بدن(كه مشهودنيستند)،بايدتئجه داشت كه تمرين هاي ورزشي وفعاليت هاي جسماني با اين وضعيت هماهنگي داشته باشد؛زيرادر غير اين صورت ،خستگي وزيان جسماني  براي نوجوان به همراه خواهد داشت.

رسش جنسي:

قبل از دوره نوجواني تفاوت هاي جسماني  ميان دختران وپسران  زياد نيست.

ولي بلوغ ورسش جنسي سبب مي شود تغييرات عمده اي دردختران وپسران نوجوان به وجود آيد. رسش جنسي هم به صفات اوليه ي جنسي وهم به صفات  ثانويه جنسي مربوط مي شود. تغييرت در صفات اوليه ي جنسي ،اندامهاي جنسي رادر بر مي گيرد كه مستقيما درتوليد مثل وبارئري دخالت دارند.

درپايان دوره ي بلوغ اندامهاي جنسي به قدركافي رشد يافته اند تابه توليدمثل  وباروري منجرشود؛البته  درمراحل اوليه بلوغ ،احتمال باروري ازسالهاي بعدي كمتر است ؛زيرا در دختران تخمك گذاري به طور نامنظم صورت مي گيرد ودر پسران نيز غلظت اسپرم به مقدار كافي نرسيده است  تاتخمك رابارور كندصفات ثانويه  جنسي  تغييرات بدني  وجنسي هستند كه مستقيما به توليدمثل وباروري مربوط نمي شوند ؛بلكه فقط علائم مشخصي  براي رشد جنسي به حساب مي آيند.

شكل بدن دختر وپسر در دوره ي نوجواني ازدوره كودكي كاملا متمايز مي شود.

پسران از دختران بلندتر  مي شوند وشانه هاي پهن تري پيدامي كنند ،درحالي كه دختران لگن خاصره ي پهن تري پيدامي كنند  كه اين جهت آمادگي براي توليد مثل وحمل بچه مي باشد.

رشدمو در بدن (درصورت و زيربغل ) ازديگر صفات ثانويه ي جنسي مي باشد.

دراين دوره  رنگ موها نيز تيره تر مي شود. درپسران ممكن است كه به غلط موي صورت به عنوان نشانه مردانگي درنظر گرفته شود،درحالي كه رشدموي صورت به ويژگي هاي ارثي  وژنتيك  بستگي دارد وبه همين دليل است كه نوجوانان برخي پرمو وبرخي كم مو هستند .

بالاخره تغيير صدا نيز از صفات ديگر ثانويه ي جنسي در دوره نوجواني است.همان طوركه حنجره ي نوجوانان رشد مي كند صداي آنان نيز بم ترمي شود  اين حالت در پسران بيشتر قابل ملاحضه است.

بديهي است كه چگونگي عكس العمل نوحوان به درمقابل اين تغييرات مهم بدني وجنسي بستگي به عوامل گوناگوني دارد :

1-نوجوان چه درك وفهمي از اين تغييرات داشته باشد.

2-زمان رسش جنسي در مقايسه با سالان چه سني باشد.

3-چه ارزش هاي فرهنگي واجتماعي در ارتباط با رسش جنسي ،درجامعه اي كه نوجوان درآن زندگي مي كند وجود داشته باشد.

نكته ي قابل ذكر اين است كه تغييرات مهم جنسي بارشد شناختي واخلاقي همراه نباشد ،نوجوان را نه تنها به جنبه ي جسمي اين تغييرات متوجه مي سازد واوراازتغييرات مهم ديگرشناختي ،عاطفي واجتماعي ،باز مي دارد.

بلوغ زودرس وديررس:

زودرسي يا ديررسي بلوغ مي تواند فشار رواني ايجاد كند ونوجوان رابا هيجان خاصي روبه رو سازد.

ازاين رو ،نوجواناني كه دوره ي بلوغ رابا هم زمان با دوستان خود تجربه مي كنند،درمقايسه با كساني كه اين تجربه را زودترياديررس پيدا مي كنند،با اين پديده به طورمثبت تري برخورد مي كنند.

آثار بلوغ زودرس ويا ديررس براي دختران وپسران متفاوت است.

براي دختران ،بلوغ زودرس دشوارتر از بلوغ ديررس است ،زيرا توقعات وانتظارات اجتماعي بيشتري بر آنان تحميل مي شود .

اين درحالي است كه اگرچه آن ها با بلوغ جنسي زودتري روبه رو بوده اند،امابه لحاظ رواني –اجتماعي هنوز به رشد كافي دست نيافته اند.

درمقابل براي پسران ،بلوغ ديررس دشوارتر از بلوغ زودرس است ،يكي از معيارهاي مهم در پذيرش گروه هم سالان وروابط دوستانه با ديگران ،قدرت جسماني ورشد جنسي است،هرچندكه نوجوان به لحاظ شناختي  ورواني- اجتماعي از رشد مناسبي برخوردار باشد.

لازم است از نوجواناني كه بلوغ دير رس يا زودرس دارند،حمايت هاي اجتماعي بيشتري شود وبراي پذيرش اجتماعي مناسب نزد گروه هم سالان خودبروندتابه آنها كمك شود.

تلاش خودنوجوانان نيز در اين مورد بسيار مهم  مي باشد ولازم است كه اعتمادبه نفس خودرا از دست ندهند ونسبت به اين مسئله آگاهي يابند كه اين فاصله ياتفاوت با ديگران ،دوره اي موقتي دارد وبه زودي باهم سالان خود به لحاظ رشد،مشابهت پيدا مي كند.

رشدشناختي:

كليه ي توانايي هاي شناختي مرربوط به تفكر،يادگيري ويادآوري كه درسالهاي دبستان به وجود مي آيد،

در دوره ي نوجواني ،رشد وپيشرفت پيدامي كند؛مثلا توجه ارادي ماهرانه تر مي شود(حتي در هنگام انجام تكاليف چندگانه نيز اين توجه حفظ مي شود)،مهارت هاي حافظه  ودانش پايه ي نوجوان گسترده تر مي شود؛تسلط برزبان وخزانه ي لغات  او بيشتر مي شود ودرگفتار ونوشتار ومباحثات توانايي  هاي ويژه اي به دست مي آورد؛هم چنين تواناي هاي شناختي جديدي در نوجوان به وجود مي آيدبه نحوي كه

قدرت تفكروپردازش  اطلاعات  وي درسطح شناختي بالاتر وعالي تري،نسبت به كودكان دبستاني ،قرار ميگيردومهمتر ازاين ها،توانايي هاي فراشناختي او(تفكر درباره ي تفكر)گسترش مي يابد.

بنابراين ،نوجوان دراين دوره نه تنها به لحاظ كمي دچار تحولات شناختي مي شود؛بلكه تحولات شناختي كيفي نيز پيدامي كند.

 

|+| نوشته شده توسط نيلوفري در چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1391  |
 دختر 1ساله حامله

|+| نوشته شده توسط نيلوفري در یکشنبه چهاردهم خرداد 1391  |
 عكس بچه

|+| نوشته شده توسط نيلوفري در یکشنبه چهاردهم خرداد 1391  |
 
 
بالا